سلام به همه ی دوستای خوبم

مفتخرم که به وب من واردشدید

اینجا خـط خـطیـ هـای یـهـ روانــیهـ

وبلاگم قانونی نداره

نظراتتون هم محترمه

تاریخ ایجاد وبلاگم 17 خرداد هستش

تلگرام من

@fatiw_187

اینستاگرام من

@fatiw187

شمارو به خوندن مطالب دعوت میکنم


http://uupload.ir/files/me7w_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B0%DB%B2_%DB%B2%DB%B0-%DB%B2%DB%B2-%DB%B0%DB%B0.jpg






♥ دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 12:58 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

طبق معمول یکم خط خطی کردم

راجب امشب

میخواستم یه عالمه بنویسم

از حرفامون

ولی خب حالم نابودتر از نوشتنه

در جواب اونایی هم که پرسیدن جمله شعار وبم ینی چی

ینی در حال حاضر در خاکستر کسی که بوده ام ایستاده ام

این هفته نمینویسم ولی چن تا پست تنظیم کردم که آپ شن

بای بای فلا

http://uupload.ir/files/n6dz_4.jpg


ادامه مطلب
♥ جمعه 23 آذر 1397 ساعت 10:47 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

زمین بهشت مى شود

روزى كه مردم بفهمند هیچ چیز عیب نیست

جز، قضاوت ومسخره كردن دیگران

هیچ چیز گناه نیست جز حق مردم

هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت به دیگران

هیچ كس اسطوره نیست الا در مهربانى و انسانیت

هیچ دینى با ارزش تر از انسانیت نیست

هیچ چیز جاودانه نمى ماند جز عشق

هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبى.

#پائولو_کوئیلو


http://uupload.ir/files/wa78_photo_2018-11-22_13-42-38.jpg

♥ جمعه 23 آذر 1397 ساعت 05:28 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

http://uupload.ir/files/9yjw_3.jpg


http://uupload.ir/files/nj3l_1.jpg



پ.ن عکس ها : یه مدت عادت داشتم

دیالوگای هرفیلمیو که میدیدم اینجوری برا خودم نگه دارم

امروز وارد پوشش شدم و دوباره چشمم بهشون خورد

دوست دارین براتون بذارم؟

پ.ن متن : خودم دوست دارم بذارم پس میذارم :/

♥ پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت 02:57 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

این دشمنان نیستند که انسان را به تنهایی و انزوا محکوم می کنند بلکه دوستانند.

#شوخى
#میلان_كوندرا

نوشتمو ادامه گذاشتم


http://uupload.ir/files/xczd_photo_2018-12-13_14-48-54.jpg

ادامــهـ
♥ سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت 02:39 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()



You were red, and you liked me because I was blue
تو قرمز بودی، و از من به خاطر اینکه آبی بودم خوشت میومد

But you touched me, and suddenly I was a lilac sky
ولی تو لمسم کردی,و ناگهان یه آسمون بنفش رنگ شدم

Then you decided purple just wasn’t for you
و ناگهان تصمیم گرفتی که رنگ بنفش برای تو خوب نیست


http://uupload.ir/files/ugq_photo_2018-11-22_13-42-06.jpg



♥ یکشنبه 18 آذر 1397 ساعت 03:16 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()



مختصر بگم

دومین سالگردمون مبارک :)


http://uupload.ir/files/oesl_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B2%DB%B4_%DB%B1%DB%B4-%DB%B4%DB%B6-%DB%B1%DB%B2.jpg

ادامه مطلب
♥ پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت 12:00 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

یهویی نوشت امشب

ادامه مطلب

http://uupload.ir/files/t3dk_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B2%DB%B6_%DB%B2%DB%B0-%DB%B5%DB%B7-%DB%B1%DB%B2.jpg

ادامه مطلب
♥ شنبه 10 آذر 1397 ساعت 03:34 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

میخوام کمتر آنلاین بشم

تلگرام و اینستا که هر چن هفته یبار

یا بعضی وقتا شبا برا دیدن استوریاش

خب میمونه وبم

نوشته هام کمتر میشه ولی خب هروقت بتونم مینویسم

وقتایی که خیلی دلتنگ بشم و تایمش باشه میام خط خطی میکنم

خب مرسی از همتون که نوشته های منو دنبال میکنید

بازدید مطالب عالیه و هرروز داره بیشتر میشه

مواظب خودتون باشید

یا حق

http://uupload.ir/files/jd6_photo_2018-11-22_13-43-59.jpg

پ.ن : 13 ام و 15 ام پست میذارم



♥ جمعه 9 آذر 1397 ساعت 07:49 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

جمعه ها

تا ظهر حالمان خوب است

اما  هر چه میگذره

رفته رفته حال ما هم شروع به آشفتگی میکند

تلویزیون را روشن میکنیم

تلگرام را چک میکنیم

از پنجره نگاه میكنیم

خودمانیم سر خودمان که نمیتوانیم کلاه بزاریم

ما دلتنگیم

این خاصیت جمعه هاست

ما شش روز و نصفی در تلاشیم تا فراموش کنیم

اما درگیر غروب جمعه میشویم

دوباره این حس درونمان جان میگیرد

دوباره یاد کسى میفتیم که دیگر نیست


http://uupload.ir/files/o0wq_photo_2018-11-22_13-50-29.jpg

♥ جمعه 9 آذر 1397 ساعت 06:36 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

احساس کردم باید بنویسم

اما نمیدونستم چجوری یا حتی راجب چی

نه اینکه حرفی نداشته باشم

فقط ازدحام افکارم اجازه طبقه بندی و چینش صحیح رو نمیداد

دلم نمیخواد بشینم و همش از کسی بنویسم که کلماتم و احساساتشو درک نمیکنه

نه اینکه نخوام. راستش دلم میخواد افکارم و روزنوشت ها و اینارو فقط با اون به اشتراک بذارم

فقط میترسم غرورم بیشتر از این بشکنه

نمیخوام بدونه بعد این همه ماه هنوز همون اندازه فکرم مشغولشه

امروز با خودم فکر میکردم و راه میرفتم ک یهو پام گیر کرد

با سرت پرتاب شدم که ناخوداگاه دستمو اوردم جلو و سرم ضربه ندید!

خلاصه که برای دومین بار به فنا رفتم

اولین بارشم پارسال بود که مشغول فکر کردن بهش بودم که از پله ها پرت شدم

بابام میگه خیلی سربه هوا شدم!

خب برگردم سر ادامه نوشته

یه زمانی احساس میکردم باارزشترین داراییم غرورمه

زمانی که ازم رنجید برای بخشش تمام غرورم رو گذاشتم زیرپام

میتونم قسم بخورم تا حالا هیچوقت اینقد شخصیتمو تحقیر نکرده بودم

شاید باید غرورم و حفظ میکردم و خودمو اینقد جلوش نابود نمیکردم

ولی خب میترسیدم . با خودم میگفتم غرورم مهم تره یا کسی که دوسش دارم؟

میخواستم بگم من پیامبر نیستم که خطا نکنم که...

بعد گفتم خب توام خدا نیستی که ببخشیم...

ولی خب به قول اون یاروعه که اسمشو یادم نیست

عدالت و اینا برای فرشته هاس

انسان نیاز به بخشش داره!

ولی خب آدما به افکارشون هزاران برابر بیشتر از توجیحات و دلیلای من و شما بها میدن

داد بزن ، هرچی میگی بگو ، ولی اگه نخوان حرفتو بشنون تلاشات بی فایدس

از خیلی چیزا میخواستم بنویسم ولی خب مشکل اینجاس که تا میام بنویسم

ذهنم قفل میشه

یه تصویر از تمام روزای گند گذشته میاد جلو چشمم

و یه تصویر از خودش ...

و یهو مث یه مجسمه خشکم میزنه ! دستام میلرزن و همه چی از مخم میپره

آدما عوض میشن نه؟ از اشتباهاتشون درس میگیرن ... دیگه تکرار نمیکنن

چی میشد اگه اینو درک میکرد؟ چی میشد اگه اینو باور میکرد؟

میگن برای انسان هیچ نخواستنی وجود نداره

میگن هیچ غیرممکنی وجود نداره

چرا من براش غیرممکن بودم؟

احساس میکنم از اونی که بود فاصله گرفته

شخصیت جدیدش خیلی مبهمه

اون خیلییی مهربون بود . غرورش فوق العاده جذاب بود

اینم بگم که شدیدا لجباز بود . اگهمرغ من یه پا داش به قول خودش مرغ اون فلج بود

سعی میکرد منطقی باشه و تو همه مسائل عقلانی عمل کنه

این اخرا دیگه احساسشو خرجم نمیکرد . با منطقش بام رفتار میکرد

راستش از همون نقطه که زندگیم بهم ریخت عوض شد

جایی که بیشتر از همه نیازش داشتم ولم کرد و من نابود شدم

با خودم میگم اگه من باعث تغییرش شده باشم چی؟

اگه اشتباهم باعث این کسالت و بی حسیش شده باشه چی؟

آذرم رسید ...

سالگردمون نزدیکه ....

راجب سالگردمونم مینویسم ...

راجب تولدشم مینویسم ... (اینو تو دفترخاطراتم نوشته بودم ولی اینجا ن)

خب شبتون خوش


http://uupload.ir/files/ryk_photo_2018-11-22_13-38-28.jpg

پ.ن 1 : وقتی نوشتنم تموم شد و رفتم عنوان وارد کنم

آهنگ یه اشتباه از هوروش بند پلی شد تو مخم

این آهنگو استوری کرده بود

(البته استوری ی دختره دیگ بود که مجدد استوریش کرد)

پ.ن 2 : این دختره که خط بالا گفتم

یکی از همون دسته آدماییه که بهشون حسودی کردم!

(شایدم باید میگفتم میکنم!)

دلیلشم که مشخصه ... بنا به دلایلی

پ.ن 3 : هرازگاهی اینستا پیام میداد و وقتی میدید نیستم ان سند میکرد

مث اینکه کلی با خودش کلنجار رفته باشه که پیام بدم ؟ ، ندم؟

بعد که ارسال کرده پشیمون شده!

خدارو شکر نوتیفیکیشن میومد ک پیام داده

ولی از شانس بد من اینستا تصمیم گرفته که دیگ نشون نده

و خب من دیگه اینو نمیفهمم

پ.ن 4 : شده آیا به کلنجار بنشینی که چه شد؟

من به این درد پر ابهام دچارم هرشب (امیدوارم قبلن نگفته باشم)

ادامــهـ
♥ پنجشنبه 8 آذر 1397 ساعت 07:51 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

زمین بوی نفرت می‌دهد

خورشید شکایت پیش خدا برده است:

خداوندا می‌خواهم خاموش شوم

از این گندیدگی جانم به لب رسیده است

هرچه گرمترش می‌کنم بوی گندش بلندتر می‌شود.

http://uupload.ir/files/734i_photo_2018-11-22_13-43-43.jpg




♥ چهارشنبه 7 آذر 1397 ساعت 07:13 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

من می‌توانم هم صحبت خودم باشم

و بنابراین هیچوقت تنها نمی‌شوم

من فقط به صورت فیزیكی تنها هستم

و در خلوت به شدت شلوغ خودم، زندگی می‌كنم

یک بی‌نهایت و ابدیت بی‌قید

و گویا ازل و ابد نیز از افرادی چون من خوششان می‌آید.


http://uupload.ir/files/dubq_photo_2018-11-22_13-44-44.jpg

♥ سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت 11:11 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

۹۹ درصد بیماریهای جسمانی
محصول بیماریهای روانی است

عامل اصلی‌بیماری اینست‌
كه آدم از خودش راضی نیست و شب كه می‌خواهد بخوابد

باطنش از‌ او می‌پرسد كه امروز چه كار كردی؟

دل چه كسی را خوش كردی؟

چه كسی را امروز شاد كردی؟

خانم امیلی برونته می‌گوید:

شب كه میشود كارهایت را بگذار روی میز

اگر دیدی دربین آنها یك لبخندی هست

كه مثل یك خورشید تابیده و دل یكی

گرم شده

آن روزت را باطل نكردی

دارایی انسان شادیهایی است كه تولید كرده

و از آن شادیهاست كه به انسان

شادی می‌دهند و لذت می‌دهند

و بركت پشت بركت به انسان می‌رسد‌...

#استاد_الهی_قمشه_ای


http://uupload.ir/files/57tb_photo_2018-11-22_13-41-48.jpg

♥ دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 09:06 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

جای اینکه بیام اینارو بنویسم

باید شیمی میخوندم!

ولی خب یه وقتایی حس میکنم باید بنویسم

باید بنویسم تا افکارمو آروم کنم!

اگه ننویسم فکرم هزارجا میره و من بینشون فرو میریزم!

یهو عذاب وجدان گرفتم! برم شیمی بخونم بعد میام ادامشو مینویسم :)

خب برگشتم (هنوز نخوندم ولی خب نتونستم!)

اینبار میخوام از هدف و آینده بنویسم

گذاشتم ادامه مطلب!


http://uupload.ir/files/p6of_photo_2018-11-22_13-37-41.jpg



ادامــهـ
♥ یکشنبه 4 آذر 1397 ساعت 07:15 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

http://uupload.ir/files/0vg1_photo_2018-11-22_13-55-21.jpg

♥ یکشنبه 4 آذر 1397 ساعت 05:02 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

.: تعداد کل صفحات 12 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]