تبلیغات
↯✘ خـط خطـی هـای یـه روانـی ✘↯

سلام به همه ی دوستای خوبم

مفتخرم که به وب من واردشدید

اینجا خـط خـطیـ هـای یـهـ روانــیهـ

وبلاگم قانونی نداره

نظراتتون هم محترمه

تاریخ ایجاد وبلاگم 17 خرداد هستش

تلگرام من

@dark_angel187

اینستاگرام من

@fatiw187

شمارو به خوندن مطالب دعوت میکنم


http://uupload.ir/files/me7w_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B0%DB%B2_%DB%B2%DB%B0-%DB%B2%DB%B2-%DB%B0%DB%B0.jpg






♥ دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 12:58 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

وقتی كه "تمامِ "سلول های قلبت

عاشِق میشود

دیگر دستوری از مغز نمیگیرند

كه چه كاری انجام بدهند ؟

یاانجام ندهند؟

هر ثانیه خونی كه "پُمپاژ" میشود

پر است از عشق

دلتنگی...

نگرانی...

و خدا نكند روزی این سلول بدونِ"عشق"

کار کنند دیگر چیزی ازآدم نمی ماند،

جز  "دردیِ عمیق"

#مژگان_بوربور

http://uupload.ir/files/k01p_65.jpg


♥ پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 ساعت 10:06 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

به سیم خاردار مى‌مانم

بر نوار مرزی !

بسیاری كسان از من گذشته اند

برای به دیگرى رسیدن

یا شاید برای آینده ای بهتر.

من به هیچ سرزمینى تعلق ندارم

سیم خاردار مرزی هستم

آن سویم و این سویم

هر كه هست

به طرف دیگر من مى‌نگرد

نه به من...

#علیرضا_روشن

http://uupload.ir/files/aype_48.jpg



♥ چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 ساعت 05:02 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

نمی دانستم که نامه های عاشقانه

ممکن است به بمبهای ساعتی تبدیل شوند

و اگر به آنها دست بزنم منفجر می شوند

 نمی دانستم که عبارتهای عاشقانه

ممکن است به گیوتینی تبدیل شوند

نمی دانستم که انسان

با خواندن نامه عاشقانه

می تواند زندگی کند

واگر دوباره آنها را بخواند

ممکن است بمیرد...

 #سعاد_الصباح
http://uupload.ir/files/them_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B4-%DB%B2%DB%B0_%DB%B1%DB%B2-%DB%B4%DB%B7-%DB%B4%DB%B6.jpg




♥ سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 ساعت 11:50 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

خدابیامرز میگفت

گاهی تنها دفاع آدم امیدشه

وای به روزگار آدمِ بی‌دفاع

http://uupload.ir/files/s0gi_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B4-%DB%B1%DB%B2_%DB%B1%DB%B4-%DB%B1%DB%B9-%DB%B0%DB%B1.jpg

♥ سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 ساعت 09:48 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

آره و اینجوری شد که ما نمردیم

11 تا قرص خوردم

7 تا استامینوفن کدئین

4 تا ژلوفن

بهترین راه قرص برنجه اینا تاثیر نداش

و اینکه هنوز رو تصمیمم 90 درصد مصمم هستم

ولی نمیخوام کسی برنجه یا سعی کنه جلومو بگیره

گفتم اگه یه روزی تصمیمم 100 در 100 بشه

زندگی یسریا رو نابود میکنم

از دوس داشتنش دست نکشیدم و نمیکشم

لبخند دوستامو خیلی دوس دارم

به این نتیجه رسیدم که خیلی عاشقشونم

میخوام وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده

خودمو گول بزنم که همه چی اوکیه

آخه قراره ببرنم پیش یه روان پزشک

نمیدونم روان پزشک یا روان شناس

هرچی هس دوس ندارم باهاش حرف بزنم

البته خداروشکر الان نمیبرن بعد امتحانات

امروز بابام میگفت همش داری به خودت تلقین میکنی

گفتم پدر من تلقین چیه من تمام سعیمو میکنم

من میخوام اوکی باشم ولی دیگه خستم

گفت از چی؟ گفت تلقینو بذار کنار

گفت همه چی دست خودته

گفتم خیلی مزخرفه فکر کن دستم قطع شده

هی بگو تلاش کن در میاد

مگه میشه؟؟

من میخوام بخندم

میخوام به آینده فکر کنم

میخوام شاد باشم

ولی نمیتونم خب؟ از امشب استارت دوباره زدم

یه تلاش دوباره

شاید اینبار بشه ...

http://uupload.ir/files/txqs_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B4-%DB%B2%DB%B2_%DB%B1%DB%B2-%DB%B4%DB%B1-%DB%B3%DB%B8.jpg

♥ دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 11:01 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

دِلـَــم می خــوآهَـــد آرام صِـــدایَت کُنـــم :

" اللّهُـــمَّ یآ شــاهِـــدَ کُــلِّ نَـــجـوی "

و بِگــــویَم تـو خــــودِ آرامِشــــی وَ مَــــن خـــــودِ بیـــــقَـرآر ....

خداجونم دلم خیلی گرفته

من دیگه تمایلی به ادامه زندگی ندارم

بهت توکل کردم و همه چیو به تو سپردم

آرامش زندگیم از بین رفت رویاهام نابود شد

بازم بهم امید دادی ... یه امید واهی

ای خدایی که اصرار کننده هارو ناامید نمیکنی

ای کسی که هر کس به تو نزدیک بشه ازش دور نمیشی

ای خدایی که صدامو میشنوی

خدا جونم من دیگه خسته شدم و تصمیمم رو گرفتم

امشب میام پیشت لطفا منو پس نزن خب؟

میدونم خودکشی غیرقابل بخششه

ولی شاید این بار یه استثنایی قائل بشی نه؟

من برای کسی یادداشت نمیذارم

برای دوتا از دوستام قبلا گذاشتم

برای خانوادم در حدی که یکم آروم بشن

دیگه لازمه برای کسی بنویسم؟

شاید در حد عذرخواهی! یا اینکه ببخشید خود خواه بودم

اول قرار بود تا شب تولدم صبر کنم

بعد یادم اومد ماه رمضونه و جزو ماه های حرام و از این حرفاس

از طرفی امتحانات اومد و از اونجایی که من نمیخونم

حوصله غرغر خانوادمو ندارم

پس نمیتونم صبر کنم

نگین چرا دارم میرم

من حتی اگه حالم خوب بشه و اینارو بگذرونم

اگه کنکور بهترین جا رو قبول شم

اگه زندگیم بیفته رو روال

اگه یه زندگی خوب تشکیل بدم و...

تش باز میرسم به مردن ن؟

خب پس من این شوخی مزخرفو نمیخوام

من زنده بودنو زندگی کردم

وقتشه  یکم بمیرم

میگن اونی که خودکشی میکنه چون به خدا ایمان ضعیفی داشته

لایق بخشش نیست

یا شایدم من اشتباه خوندم

من ن خودخواهم ن ضعیفم فقط شاید یکم خستم

هرکسی یه جور میمیره

شاید این شیوه مرگیه که توی سرنوشت منه!


http://uupload.ir/files/p1uf_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B4-%DB%B1%DB%B1_%DB%B1%DB%B1-%DB%B3%DB%B3-%DB%B1%DB%B3.jpg



♥ یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 08:31 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

دیروز اصلا برام هیجانی نبود

برعکس مامانم که کلی استرس داشت

کاملا ریلکس تا یه ساعت قبل تولد خوابیدم

اگه بیدارم نمیکردن بازم میخوابیدم

آسمون به شدت گرفته بود

یه صداهایی میداد

انگار اینقد عصبانیه میخواد یکیو بکشه

وقتی بارون شروع به باریدن کرد

بی توجه به آرایشم و لباسم و ...

رفتم زیر بارون

دلم میخواست خیس خیس بشم

ولی خب زشت بود دیگ

با اینکه سه چهارم تولد به عکس گرفتن

و یه سوم دیگش به خوردن گذشت

ولی خب در کل بد نبود

اینکه همشونو با هم میدیدم خیلی خوب بود

اینکه 4 تاشونو میدیدم که کنارم وایسادن

که خیلی قشنگ میخندن و خیلی شادن

دلم میخواست بغلشون کنم و بگم خیلی دوستتون دارم

احساس میکنم الناز و نازنین و فاطمه و انسیه

بهترین دوستایی هستن که میتونستم تو زندگیم داشته باشم

خیلییی سعی کردم شاد باشم

تا تونستم سعی کردم بخندم و دیوونه بازی در بیارم

ولی خیلی سخته یهو یه غم عمیقی بین خنده هات آزارت بده

یهو دلت بگیره و وقتی داری میخندی بغض کنی

که هزار تا فکر بیاد تو سرت و بگی لعنت به این دنیای مزخرف

نمیدونم فردا چی میشه

یا پس فردا

ولی هنوز دارم ادامه میدم

تا چی بشه ...


http://uupload.ir/files/sehc_199.png


♥ یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 05:15 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

امروز مامانم برام تولد گرفته

آخه تولد من وسط امتحاناته هرسال تولدمو جلوتر میگیرن برام

همیشه از خرداد متنفر بودم بدترین اتفاقاتم توی این ماه افتاده

حتی تولدم از نظر من یکی از اون اتفاقاته

تو تمام زندگیم دلم میخواست آدمای مهم زندگیم

قبل از اینکه من تولدمو بهشون یادآوری کنم بهم تبریک بگن

میدونم تولدم برای کسی مهم نیس میدونم وجودم برای کسی مهم نیس

ولی خب ..

هرسال شب تولدم تا 9 یا 10 شب بیدار میموندم که تبریکاتو بشنوم

بعدش برای اینکه دیگه منتظر نمونم میخوابیدم

دیگه میدونستم کسی منو یادش نیست

راستش فقط منتظر تبریک یه عده خاص میموندم نه همه

اما پارسال باهم بیدار موندیم یادته؟

برام استوری گذاشتی و من کلی ذوق کردم

تولد آدما اتفاق بزرگیه برای بعضیا

بهشون یادآوری میکنی وجود اون آدمو

برای تولد بعضیا اینقدر ذوق داری که ممکنه

از چند ماه قبل براش برنامه چیده باشی

و برای بقیه؟ نمیدونم شاید حتی نیم درصدم مهم نباشه

برای امروز فقط ب این فکر کردم چطوری وانمود کنم شادم؟

چیکار کنم که به همه خوش بگذره؟

چیکار کنم که نزنم زیر گریه؟

تولدم مبارکه فقط دو تا کلمه است بدون هیچ احساسی پشت اون

گفتند و تکرارش کردم

خودم که می‌دونم تولدم مبارک نیست

خودم که می‌دونم توی دلم چی می‌گذره


ادامه مطلب
♥ شنبه 22 اردیبهشت 1397 ساعت 12:00 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


ﻣﻴﮕﻲ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺍﻣﺎ زمانی که ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﺶ

ﺩﺍﻍ ﺩﻟﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﺸﻪ

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺑﻬﺶ

ﻓﮑﺮﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﺷﮏ ﺗﻮﭼﺸﻤﺎﺕ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ ...

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ زمانی ﮐﻪ

ﺧﯿﻠﯽﺗﻨﻬﺎﯾﯽ

ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑﻣﯿﺰﻧﯽ ..

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

ﺍﻣﺎ ﺑﻌﻀﯽ

ﺍﻭﻗﺎﺕﺩﺳﺘﺖ

ﻣﯿﺮﻩﺭﻭ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ ...

ﻧﺰﻧﯽ ....

ﺑﺰﻧﯽ ... ﻧﺰﻧﯽ !!! ...

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺻﺪﺍﺵ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ !

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

ﺍﻣﺎ ﺷﺒﺎ ﺗﺎ ﺻﺒﺢﺧﻮﺍﺑﺖﻧﻤﯿﺒﺮﻩ ..

ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽﺩﺍﺭﻩ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ

ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ....

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ

ﭼﻘﺪﺭﺭﺭﺭﻣﻬﻤﻪ !!

ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﻟﯽ

ﻣﻴﮕﻲ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ .

ﻧﮕﻮ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ


ﺑﮕﻮ ﻣﻬﻤﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ!


http://s6.picofile.com/file/8197380050/74.jpg


♥ جمعه 21 اردیبهشت 1397 ساعت 08:35 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

من یه خـردادی ام

متولدین خرداد به داشتن زندگی و ضمیر شاد شناخته شدن

بهترین راه برای جلب توجه ما

یک گفتگوی جالبه ما استعداد درخشانی برای وارد شدن به گفتگو داریم

ذهنمون همیشه مشتاق به دونستنه

خستگی رو نمیشناسیم و میتونیم کارای زیادیو پرانرژی انجام بدیم

تحریک فکری چیزیه که دخترای خرداد ماهی همیشه بهش نیاز دارن

زیر این نشاط و جنب و جوش

فردی واقع بین و محاسبه گر و حتی با روحی سرد مخفی شده

ما قالبا فمینیست هستیم

ما دوست داریم فقط به خاطر خودمون و افکارمون دوست داشته بشیم

بنابراین خودمون هم به ذهن بقیها بیش از ظاهرشون علاقمند میشیم

ویژگی بارزمون هم دو شخصیتی بودنمونه

که همیشه شخصیت های وارونمون باهم در جنگ و جدالن

عاشق کتاب و خوندن هستیم

کارهایی که انجام میدیم با هم تناسبی ندارند

خیلی حساس هستیم و کثرمون ضعف اعصاب داریم

توی سن کم و خیلیی سخت عاشق میشیم

قدرت تحلیل قوی داریم

میگن همونطور که احساساتی هستیم منطقمونم خیلی قویه

و اول عقلمون تحت تاثیر قرار میگیره بعد قلبمون

روز شانس :چهارشنبه

سنگ شانس :عقیق و مروارید

رنگ شانس :در مورد كار:زرد،در مورد عشق:خاكستری،آبی،آبی آسمانی

گل های شانس :میموزا،شبنم،زنبق

بوی شانس :یاسمین،لیمو،شمعدانی

موزیك شانس :موسیقی مدرن غربی و آهنگ های شاد و ریتمیك

بارزترین خصوصیات :نیروی عشق

بزرگترین ایده آل :نویسندگی

بزرگترین اشتباه :پر حرفی


http://uupload.ir/files/q0cb_203.jpg

اگه دوست داشتین ماه تولدتونو بگین تا راجب ویژگی شخصیتیتون بگم



♥ جمعه 21 اردیبهشت 1397 ساعت 11:52 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

نموند و رفت تو روزای سخت

منو تنهام گذاشت با خیال تخت

چند روزه که حال من بده

به قلب عاشقم خوشی نیومده

شکسته بازم بغض تو گلوم

آخه یه چندتا عکسش افتاده پهلوم

رفت اونی که میگفت دوسم داره

همونی که میگفت تنهام نمیذاره

تنهام نمیذاره تنهام نمیذاره..

یه گوشه از اتاق میشینمو همش یه خاطره میاد تو ذهنم ازش

اون روز آخرو میاد به خاطرم که داد زدم نرو بمون به خاطرم

بمون به خاطرم..

با اینکه رفت با اینکه تنهام گذاشت تو سختیا

دلم میخواد دوباره بهش بگم که برگرد بیا

برگرد بیا..

یادش میوفتمو یه بغضی میگیره گلومو خود به خود

از یه جا به بعد میخواستم هی فراموشش کنم نشد

همه بهم میگن اون دیگه رفته دل زده شده ازت

گریه کن ولی به فکر برگشتنش نباش فقط

به فکر برگشتنش نباش فقط..

یه گوشه از اتاق میشینمو همش یه خاطره میاد تو ذهنم ازش

اون روز آخرو میاد به خاطرم که داد زدم نرو بمون به خاطرم

بمون به خاطرم..

با اینکه رفت با اینکه تنهام گذاشت تو سختیا

دلم میخواد دوباره بهش بگم که برگرد بیا
برگرد بیا..

ترانه سرا : باران بهرامی

ترانه شعر آهنگ نموند و رفت امو باند



http://uupload.ir/files/k4mq_41.png


♥ جمعه 21 اردیبهشت 1397 ساعت 12:56 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

من قلبم مثه تو سنگ نیست که

تو بری وایمیسه به خدا وایمیسه

ای داد بر من

فرداست که حالیم میشه نیست الان که گرمم

دیوونه کردم هرکی که دورم بود آخه دیوونه برگرد

دیوونه برگرد

کاش بهش میگفتم

قلبم به عشقش میتپه فوقش میگفت نه

بدجوری قفلم

دیوونه میشم وقتی که یادش میوفتم

یادش میوفتم

من قلبم مثه تو سنگ نیس که

تو بری وایمیسه به خدا وایمیسه

من قلبم مثه تو محکم نیست

خوبیتو یادم موند بدیتو یادم نیست

نه نرو انقده بد نشو بام

نزار هیچکسو جام

نرو گم بشه خاطره هات خاطره هام

حیف که نخواستی بسازی با من

دیگه راهی نبود که تا من

چی آوردی به روز صدام صدام

هرچی میخواست بشه شد مگه نه

اگه رفتی برو اگه نه

منتظرش نزار این دله دیوونه رو

هیشکی نبود برا من مثه تو

دیگه هرچی میخوای واسه تو

تنها نذار منه لعنتی رو دل نرو

نرو

من قلبم مثه تو سنگ نیس که

تو بری وایمیسه به خدا وایمیسه

من قلبم مثه تو محکم نیست

خوبیتو یادم موند بدیتو یادم نیست

ترانه سرا : علیرضا طلیسچی



http://uupload.ir/files/1td_137.jpg


♥ جمعه 21 اردیبهشت 1397 ساعت 12:48 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

نیمی از خودکشی در واقع چشم‌پوشی از لذت‌هاست و نه فقط دوری از رنج‌ها.

هنگامی که فردی وجود را از خود سلب می‌کند

او به هیچ وجه اختیار خود برای زندگی را نفی نمی‌کند

برعکس، او می‌خواهد زندگی کند

چنانچه بتواند خود را راضی کند

چنانچه بتواند اختیارش را بر شرایط غلبه دهد

اما شرایط بد چنان قوی است

که وی نمی‌تواند این قوه اختیار خود را بر آن پیروز کند.


http://uupload.ir/files/7byt_98.jpg

♥ پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 08:57 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

تو شب تاریکم تو صبحو کردی نقاشی

 اگه یه وقت نبودی فردا چی

اینم یه تکست از یه آهنگ بود

منو یاد نقاشیام انداخت

نقاشیایی که با کلی ذوق و علاقه میکشیدم

تو عصبانیتام

تو قهرایی که باهم داشتیم  ومیدونستم تش آشتیه

وقتایی که از همه چی پناه میبردم به نقاشیام برای آروم شدن رو یادمه

وقتایی که با راپید و خودکار و مداد رنگی طرحامو میکشیدم

وقتایی که با کلی ذوق طرحامو پیدا میکردم

چشمامو که میبندم دقیق یادمه چجوری کدوم طرح رو کشیدم

الان از نقاشی کردن متنفر شدم

سرمو که بالا میارم دیوار اتاقم خالیه

صب که چشامو باز میکنم نمیبینمشون

وقتایی ک لباسمو میپوشم تا برم مدرسه

چشمم به اون نقاشی نمیفته که برای خودمون کشیده بودم

راستش از همه نقاشیام فقط همونو نگه داشتم

اونی ک مثلا بغلم کردی

حالا اون نقاشی از وسط پاره شده

و روی صفحه اول دفتر خاطراتم خودنمایی میکنه

بقیشونم میخواستم بسوزونم ولی دادم به یکی که میخواستشون

صبا که چشمامو باز میکنم یاد اون حرفت می افتم

که میگفتی چقدر دوست داری تو اتاقم باشی

دیگه حتی عکس هم نمیگیرم

چه فایده من فقط عکس میگرفتم تا برای تو بفرستم

الان نمیخوام کسی منو ببینه حتی خودمم نمیخوام خودمو ببینم

حالم از همه چی بهم میخوره

علایقم رفته تو لیست چیزایی که ازشون متنفرم


http://uupload.ir/files/w4dn_3.jpg


♥ پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 06:50 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

چند روز پیش دلم خیلی برای صداش تنگ شده بود

داشتم دیوونه میشدم

فکر کن یه زمانی یکی

نگران اشکات و دلتنگیات و حال بدت بوده

اما الان خودش دلیل حال بدته

ولی براش مهم نیست و به روی خودشم نمیاره

با عقل جور در نمیاد این همون آدمه؟

برای هزار و یکمین بار غرورمو زیر پا گذاشتم و بهش پیام دادم

چند دفعه نوشتم و پاک کردم

تا اینکه بگم میخوام زنگ بزنم و صداشو بشنوم

جوابمو نداد یه حس بدتر بهم دست داد

با خودم میگفتم

بهم خندید؟ نگران حالم شد؟ بین دوراهیه؟

یکم بعد

یکی از قدیمی ترین دوستام بهم زنگ زد

و من ناخوآگاه زدم زیر گریه

اولین بار نبود ک بعد این یه سال  باهاش حرف زده بودم

چند روز بعد کات کردن علیرضا هم تصادفی باهام تماس گرفت

اونجا خیلی بیشتر گریه میکردم جوری که نمیتونستم حرف بزنم

نگرانم شد و فک کرد چه اتفاقی افتاده

تا اینکه گفتم چیز مهمی نیست و دلم گرفته بوده

خلاصه اون روز که برای دومین بار زنگ زد

بهش گفتم چه اتفاقی برام افتاده

گفت اشکال نداره که حالا این نشد یکی دیگه

بغض تو گلوم دوباره شکست

گفتم مشکل همینه که من فقط اونو میخوام

کسیو به اندازه اون دوس نداشتم و ندارم

جو رو عوض کرد تا منو از اون حال و هوا بیرون بیاره

بعد از اینکه قطع کردم و اینا

علیرضا جواب پیاممو داد

یه لحظه یه جوری وانمود کردم که انگار قرار بوده ب دوستم پیام بدم

آخه پشیمون شده بودم از اینکه هربار دارم خودمو جلوش خورد میکنم

بعد گفتم چرا اینکارو کردم من که میخوام باهاش حرف بزنم

پس ادامع دادم

بهش گفتم نمیگذره برام نمیتونم قسم خوردم چند بار

و در جوابم گفت باید بتونی و اشاره کرد حرفام تکراری شده براش

اونجا بود ک گوشیو انداختم کنار و شروع کردم گریه کردن

این مربوط ب شبیه که تیغو کشیدم

http://uupload.ir/files/kfcj_68.jpg



♥ پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 11:12 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

.: تعداد کل صفحات 10 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]