تبلیغات
↯✘ خـط خطـی هـای یـه روانـی ✘↯

سلام به همه ی دوستای خوبم

مفتخرم که به وب من واردشدید

اینجا خـط خـطیـ هـای یـهـ روانــیهـ

وبلاگم قانونی نداره

نظراتتون هم محترمه

تاریخ ایجاد وبلاگم 17 خرداد هستش

تلگرام من

@fatiw187

اینستاگرام من

@fatiw187

شمارو به خوندن مطالب دعوت میکنم


http://uupload.ir/files/me7w_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B0%DB%B2_%DB%B2%DB%B0-%DB%B2%DB%B2-%DB%B0%DB%B0.jpg






♥ دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 01:58 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


گفتم : دیدی این بچه هارو

که محکم چادر مامانشونو میگیرن که مبادا گم بشن؟!

گفت : خب ، آره خودمم یکی از اونا بودم

گفتم : دیدی وقتی مامانشون دستشونو نمیگیره

یه اضطرابی از گم شدن دارن تو نگاهشون و رفتارشون؟!

گفت : اوه اوه ، آره اصلا نمیفهمیدم بیرون چی گذشت

گفتم : خب ببین ، من الان محکم یه گوشه چادرتو گرفتم

که مبادا گم بشم مبادا سرمو بیارم بالا ببینم اشتباهی چادر یکی دیگرو گرفتم

من الان هیچ لذتی از با تو بودن نمیفهمم

همش میترسم گم شم

تو نگاهت تو خیالت

تو زندگیت یه جوری گم بشم

که اگه جایی منو دیدی اصلا نشناسی

میشه دستامو محکم بگیری این اضطراب ازم کم بشه؟!

اصلا الان که دارم این حرفارو میزنم منو یادت هست یا گم شدم و خبر ندارم؟!

http://uupload.ir/files/qblc_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B1%DB%B9_%DB%B1%DB%B1-%DB%B4%DB%B2-%DB%B4%DB%B8.jpg


♥ شنبه 30 تیر 1397 ساعت 08:18 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه 

دیوانه کننده ترین حس دنیاست (:


http://uupload.ir/files/jibe_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B3-%DB%B3%DB%B1_%DB%B2%DB%B3-%DB%B1%DB%B6-%DB%B3%DB%B1.jpg

♥ جمعه 29 تیر 1397 ساعت 01:16 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


مغرور بودن خیلی بده

حالا تصور کنید زودرنجی هم با غرور ترکیب بشه،

درک کردن همچین آدمی سخته، نمیتونن درکت کنند!

بعضی اوقات به خودم میگم

دِ آخه لعنتی یه شب بخیر بهم گفتی و من یه عُمریه که بیدارم!

از طرفی وقتی ناراحتی و دلگیر

خاطره ها زودتر از بقیه احوالت میپرسن :)

به نظرم خاطرات دو نوع‌ هستن

یه سری حل میشند یه سری ته‌نشین میشند

شانس خوب من همیشه خاطرات ته‌نشین شده میان به عیادتم

به‌هم میخورن و دوباره روز از نو

بعضی آهنگ‌ها هم کاری باهات میکنند

که برای کسی که چندسال پیش تو خیابون از کنارت گذشته هم دلت تنگ بشه!

چه برسه به اون لعنتی

این روزا نمیشه هر حرفی هم زد

بعضی حرفا انقدر تلخه که مزه دهنتم عوض میکنه

چه برسه فکر کردن به اینکه چه حرفایی که بهم نزدیم و چی شد!

پیش خودم میگفتم بدون من یخ میزنه!

الان داغِ و نمیفهمه

ولی فهمیدم اونی که نمیفهمید من بودم

اونی که یخ زد من بودم

اینقدر سردمه که دیگه شعله‌های عشق هیچ‌کس دیگه گرمم نمیکنه...!

همه‌چیز میتونه در یک لحظه تغییر کنه

ناگهانی و برای همیشه

هرکاری هم کنی نمیشه به گذشته برگشت

و تبدیل میشه به خاطره ته‌نشین شده!

اصلا غرور یعنی با هم خندیدن و تنهایی گریه کردن :)

دلم به حال خودم نمیسوزه

دلم بحال قلبم میسوزه که چرا تو این دنیا به این تاریکی

انقدر صاف و سادس!

http://uupload.ir/files/ctqz_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B0%DB%B7_%DB%B2%DB%B0-%DB%B2%DB%B5-%DB%B3%DB%B4.jpg




♥ چهارشنبه 27 تیر 1397 ساعت 11:09 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


این روزا تموم می‌شه میره

من می‌مونم و نقاشیایی که ازت کشیدم :))

http://uupload.ir/files/o1op_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B0%DB%B5_%DB%B1%DB%B9-%DB%B3%DB%B3-%DB%B2%DB%B2.jpg

♥ سه شنبه 26 تیر 1397 ساعت 10:12 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


تو درمورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدونی

چون این تنها زمانی اتفاق می افته

كه كسی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی


http://uupload.ir/files/kxa9_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B7-%DB%B0%DB%B4_%DB%B2%DB%B1-%DB%B0%DB%B9-%DB%B4%DB%B7.jpg

♥ دوشنبه 25 تیر 1397 ساعت 09:08 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


قبول !

من دل بریدم !

تو راست میگویی

حق با شماست اصلا !

شما پای همه ی قول و قرارها بودی !

بهترین بودی !

همیشه من مقصر بودم !

از سر ما زیادی بودی !

راست میگویی به خدا !

ما کجا و شما کجا !

اما ..

تو را جان مادرت

شب ها راحت میخوابی ؟

دل دردی ..

وجدان دردی ..

چیزی .. خدای نکرده آزارت نمی دهد که ان شا الله ؟! ..

دردت به سرم

تصدقت

اگر شبی

نیمه شبی

از خواب ناز پریدی و از آن دردها به سراغت آمد

حتم بدان شام سنگین خورده ای ! :)

و گرنه ما کجا و شما کجا؟ :)


http://uupload.ir/files/h6w6_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B7-%DB%B0%DB%B6_%DB%B1%DB%B2-%DB%B2%DB%B3-%DB%B1%DB%B5.jpg

♥ دوشنبه 25 تیر 1397 ساعت 11:55 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

چه دادها کشیدم و نبودی بگویی "جانم"

چه اشک ها ریختم و نبودی بگویی "من که هستم"

از این می سوزم

که خدا می بیند مثل ماهی بیرون از آب

پرپر می زنم برایت

و بالم نمی دهد به سمت تو پر بکشم.

به خدا قسم

اگر

جاده کمی انصاف داشت

نگاه به بی میلی ِ تو نمی کرد؛

خودش بعدِ اینهمه انتظار

تو را به من بر می گرداند.


http://uupload.ir/files/7i5l_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B7-%DB%B2%DB%B6_%DB%B2%DB%B1-%DB%B3%DB%B5-%DB%B2%DB%B5.jpg

♥ پنجشنبه 14 تیر 1397 ساعت 12:45 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


گفت الان داغی نمیفهمی چی داری میکنی

با خودت با من با رابطمون

گفتم بی دلیل باش میتونی؟

دنبال بهونه نگرد واسه موندن،بودن

با دلت باش

اونجوری هرچی بشه خسته نمیشی زده نمیشی

بخاطرِ خودت باش نه هیچ چیزی نه من، نه نیازای دیگه‌ت

هیچی نگفت و رفت

انقد حرفام بد بودن

انقد گنگ بودن که نتونست هضمشون کنه؟:)


http://uupload.ir/files/103b_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B2%DB%B7_%DB%B0%DB%B1-%DB%B0%DB%B2-%DB%B3%DB%B4.jpg



♥ یکشنبه 10 تیر 1397 ساعت 07:44 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

سلام جانا

ببخشید که با جانا شرو کردم

باید میگفتم اقای اک.. یا علیرضا یا هیچکدوم فقط سلام

آخه الان من برات از هر غریبه ای غریبه ترم

ولی روحتم خبر نداره چقدر دلم میخواست با چسبوندن میم مالکیت صدات بزنم

و با جان دلم گفتنت نیشم تا بناگوش باز شه

این پی ام رو ندادم که حالتو بد کنم یا اصرار کنم

یا چمیدونم هرچی که الان ممکنه بش فک کنی یا داری میکنی

فقط میخواستم باهات حرف بزنم

البته من هر روز دارم باهات حرف میزنم

یه دفتر خاطرات دارم که تو هر صفحش از تو نوشتم تا مثلا اروم شم

ولی حدس بزن چیشد؟ اثری نداشت

چند دفعه خواستم زنگ بزنم تا باهات حرف بزنم و صداتو بشنوم

ولی دیدم قلبم نابود تر از اونی شده که تحمل لحن سردتو داشته باشه

خواستم پیام بدم دیدم تحمل نداره بام مث بقیه حرف بزنی

آخه طفلی هر روز که میگذره بیشتر تیر میکشه

و من نمیدونم تا کی میتونه به کارش ادامه بده

شاید این دردشو از صدقه سری قلب خیلی مهربون تو داره

شایدم بخاطر این مغز لنتی که تو فراموشی خاطرات همکاری نمیکنه

اینا همه ویس بود و اگه گریه امونمو نمیبرید شاید میتونستی صدامو بشنوی

دلم نمیخواس گریه من حالتو بد کنه پس حرفامو نوشتم

و دلیل فرستادنم این بود که بهت نیاز دارم

به ارامشی که ازم گرفتی نیاز دارم

برای تموم کردن اشکایی که بم هدیه دادی

شاید بهتر بود ب جای جانا هیتلر خطابت میکردم

هرچند تو از اونم بدتری

اون کسیو که دوسش داشت روزی هزار بار نکشت

البته شاید الان با خودت بگی به من چه میخواستی عاشقم نباشی

عزیزم حرفای کسی آرومم نمیکنه . قرصی آرومم نمیکنه

تا صب هق هق زدن و هر شب خوابتو دیدن حالمو بهتر نمیکنه

روحتم خبر نداره چقدر با خدا حرف زدم

نه برای اینکه برگردونتتا نه ! گفتم آرامش بده بم !

دارم خانوادمو از خودم نا امید میکنم و دوستامو ناراحت میکنم

و بخدا نمیخوام که ازم برنجن

یادته قبل اینکه کات کنیم چند دفعه حرف کات رو پیش کشیدم؟

خب اون روزا خوب نبودم

ولی هر چقدر تلاش میکردم همه چی درست بشه

حس میکردم تو انگار دستاتو زدی ب کمرت و داری فقط نگاه میکنی

سرد بودی و حالت گرفته بود

به قول خودت مث بچه ای شده بودی که قرار بود ببرنش شهر بازی و الان میگن که نمیبرنش

خودتم میدونی من عاشق تر بودم و هستم

و همین دلیلیه که الان باید نابودی خودمو تماشا کنم

یادته آخرین باری که تلفنی حرف زدیم همه چی دیگه اوکی شد؟

هر روز آرزو میکنم کاش اشتباهی هم شده شمارمو بگیری

یا اینکه تصمیم بگیری صدامو بشنوی و بخوای همه چیو درس کنی

روزای اولو اینطوری گذروندم که برمیگردی و محاله همه چی تموم بشه

همه اینا هنوزم مث یه خوابه

میدونم میای و منو از این کابوس نجات میدی و باز همون معجزه میشی

هنوز نمیدونم دلم میخواد بعد اینکه اینارو خوندی بم جوابی بدی یا نه

نمیدونم میتونم عکس العملی ازت ببینم یا نه

یادته اون روزا که خوب بودیم وقتی این روزا رو پیش بینی میکردی؟

میخواستی بهترین دوستای هم بشیم!

یادته گفتی بازم باید بیام سمنان و من میگفتم تا جایی که بتونم ازت فاصله میگیرم؟

من هنوزم به درست شدن همه چی باور دارم

حالا هر چقدر عجیب و غیر قابل باور برای تو

یه وقتایی با خودم میگم ببین عشقت چقدر خوشحال و خوبه

دیگه از اون حال و هوا در اومده !

میگم دیوونه باید از خدا بخوای هیچوقت دلش برات تنگ نشه

باید دعا کنی فراموشت کنه و هیچوقت نبودتو متوجه نشه و یادت نیفته

میگم ببین خنده هاش به همه چی می ارزه ها

ولی ببخشید من خود خواهم و مث هر آدم دیگه ای به فکر خودمم

فقط کاش اینقدر دوست نداشتم

امیدوارم به حرفام نخندیده باشی یا مسخرم نکرده باشی

چون با اشکای زیادی نوشته شدن

از طرف اونی که هنوز لورازپامشی

(میخواستم بگم شنقل ولی بین اون همه لقبی که بت دادم لورازپامو بیشتر دوست دارم)


http://uupload.ir/files/wk25_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B2%DB%B7_%DB%B2%DB%B0-%DB%B4%DB%B6-%DB%B1%DB%B4.jpg

♥ شنبه 9 تیر 1397 ساعت 10:29 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


چهار پنجِ صبح بود

گفت بخواب

گفتم کابوسام نمیذارن باید چشام خسته شن:)

گفت ببین کابوسات ماله من چشاتو ببندُ  فقط به خواب فکر کنن...

گفتم چشم ...

گذشت.... شبا با شب بخیراش میخوابیدم.

یه چن وقتیه باز کابوسام برگشتن:)

یه چن وقتیه شب بخیری نیس:)

یه چن وقتیه کابوسات ماله من چشاتو ببند و به خواب فکر کنی نیست :)

میدونی اینکه کابوسِ آدما رو ازشون بگیری

خیلی قشنگه...

ولی اگه هزار تا کابوس با جای خالیت جاش نیاری قشنگتره...:)


http://uupload.ir/files/6ioi_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B4-%DB%B0%DB%B3-%DB%B1%DB%B7.jpg

♥ جمعه 8 تیر 1397 ساعت 11:23 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()


بی حوصله که میشی

نه بحث میکنی

نه حرف میزنی

نه گریه میکنی

نه میخندی

نه چیزی خوشحالت میکنه

نه چیزی غمگینت میکنه

نه دلت میخواد به کسی عشق بورزی

نه حوصله نفرت داری حتا

بی حوصله ای و هیچ حسی به هیچکس و هیچ چیز نداری

بی‌هدف فقط میگذرونی و

بی رویا میخوابی

و بی انگیزه پامیشی

و من

یه جایی طرفای هوای گرگ و میش

که نمیشه تشخیص داد داری میای یا داری میری

بی حوصله ترینم

و برام فرقی نمیکنه داری میای یا داری میری


http://uupload.ir/files/cayn_photo_۲۰۱۸-۰۶-۰۴_۱۰-۴۴-۱۷.jpg

♥ جمعه 8 تیر 1397 ساعت 02:23 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

دیشبم مث شبای دیگه سخت دلتنگ شدم

ولی این دلتنگی یه جنس دیگه داشت

یاد شبایی افتادم که حالم خوب نبود

همون شبایی که با تمام وجودم سعی میکردم نفهمی حالمو

اون شبا که ازت ناراحت میشدم و میرنجیدم

اون شبایی که فکر نداشتنت دیوونم میکرد

کم پیش میومد متوجه بشی

ولی وقتایی که میفهمیدی دعوام میکردی که گریه نکنم

وقتی میفهمیدی دلت نمیخواست با ناراحتی بخوابم

یادته ازت پرسیدم

اگه من نباشم حالت خوب میشه؟

چیکار کنم تا حالتو خوب کنم؟ چیکار کنم تا درس شه؟

بت گفتم بخدا راضی نیستم وجودم اذیتت کنه ها

یادته بت گفتم تو برام با ارزش تر از خودمی؟

بم گفتی تو خوب باش همیشه باش؟

مگه میشه نباشی و خوب باشم؟

مگه میشه اینجوری بی توجهیتو ببینم و خودمو بزنم به اون راه؟

ببین چند ماهه دارم همش گریه میکنم!

لنتی من همونم که دوست نداشتی با ناراحتی بخوابه ها

همونی بودم که میگفتی حال بدت ده برابرش ب من منتقل میشه

شب همه اینارو باز مرور کردم و باز دیدم تو اون آدم نیستی

داشتم میترکیدم و نیاز داشتم آروم شم

دلم میخواست داد بزنم و بگم خدایا من چرا آروم نمیشم

با کلی مصیبت و بدبختی خوابیدم

ولی اومد تو خوابم

وای از همیشش مهربون تر بود

بغلش کردم دلم میخواست بغلش گریه کنم

دلم میخواست شرو کنم به مشت زدن بهش

بزنمش و جیغ بزنم بگم ببین با کسی که دوستت داش چیکار کردی!

دلم میخواست اینقدر بزنمش که آروم شم

ولی حتی تو خوابمم دلم نیومد و فقط بغلش کردم

اینقدر خواب خوبی بود که

اید ساعت 6 برای درس خوندن بیدار میشدم

ولی تا ساعت 10 و نیم دل از خواب نکندم

ولی وقتی بیدار شدم و اومدم اینستا این استوریو ازش دیدم

بعد به خودم گفتم چقدر احمقم !

ینی فقط منم که حسرت همه چیو میخورم؟

تو کی وقت کردی اینقدر مغرور و بی احساس بشی؟

کی وقت کردی اینقدر عوض بشی آخه ...


http://uupload.ir/files/wek_5.jpg



♥ پنجشنبه 7 تیر 1397 ساعت 10:02 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

برگرد

نگذار دیر شود

دل است دیگر

شاید دیدی خسته شد از انتظار کشیدن

دست کشید از همه چیز

دیر نیا

آنقدر دیر نیا که مانند «شهریار» مجبور بشوم بگویم

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

http://uupload.ir/files/ec5q_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B1%DB%B2_%DB%B1%DB%B3-%DB%B1%DB%B2-%DB%B5%DB%B5.jpg

♥ چهارشنبه 6 تیر 1397 ساعت 10:01 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

چایی مینوشیدم و یادش افتادم

یکباره دلتنگش شدم

بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد

همه با تعجب نگاهم کردند

لبخند تلخی زدم و گفتم: چقدر داغ بود!! :}


http://uupload.ir/files/j784_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B2%DB%B7_%DB%B0%DB%B9-%DB%B4%DB%B1-%DB%B3%DB%B6.jpg

♥ چهارشنبه 6 تیر 1397 ساعت 09:58 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

مثل اینه که خسته از کلمه

به کسی نامهای سفید بدی!

به کسی که رسیده آخر خط

وسط گریههات، امید بدی

داری از هوش میری از سردرد

توی لبهات باز حس داری

باز لبخند میزنی به چشاش

که نفهمه که استرس داری

خواب و بیدار بودنت زجره

همه ی زندگیت کابوسه

اون ولی قول داده توو شعراش

برمیگرده به آخرین بوسه

http://uupload.ir/files/5et7_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B6-%DB%B2%DB%B5_%DB%B2%DB%B1-%DB%B5%DB%B8-%DB%B1%DB%B5.jpg

♥ چهارشنبه 6 تیر 1397 ساعت 06:18 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()

.: تعداد کل صفحات 10 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]