تو شب تاریکم تو صبحو کردی نقاشی

 اگه یه وقت نبودی فردا چی

اینم یه تکست از یه آهنگ بود

منو یاد نقاشیام انداخت

نقاشیایی که با کلی ذوق و علاقه میکشیدم

تو عصبانیتام

تو قهرایی که باهم داشتیم  ومیدونستم تش آشتیه

وقتایی که از همه چی پناه میبردم به نقاشیام برای آروم شدن رو یادمه

وقتایی که با راپید و خودکار و مداد رنگی طرحامو میکشیدم

وقتایی که با کلی ذوق طرحامو پیدا میکردم

چشمامو که میبندم دقیق یادمه چجوری کدوم طرح رو کشیدم

الان از نقاشی کردن متنفر شدم

سرمو که بالا میارم دیوار اتاقم خالیه

صب که چشامو باز میکنم نمیبینمشون

وقتایی ک لباسمو میپوشم تا برم مدرسه

چشمم به اون نقاشی نمیفته که برای خودمون کشیده بودم

راستش از همه نقاشیام فقط همونو نگه داشتم

اونی ک مثلا بغلم کردی

حالا اون نقاشی از وسط پاره شده

و روی صفحه اول دفتر خاطراتم خودنمایی میکنه

بقیشونم میخواستم بسوزونم ولی دادم به یکی که میخواستشون

صبا که چشمامو باز میکنم یاد اون حرفت می افتم

که میگفتی چقدر دوست داری تو اتاقم باشی

دیگه حتی عکس هم نمیگیرم

چه فایده من فقط عکس میگرفتم تا برای تو بفرستم

الان نمیخوام کسی منو ببینه حتی خودمم نمیخوام خودمو ببینم

حالم از همه چی بهم میخوره

علایقم رفته تو لیست چیزایی که ازشون متنفرم


http://uupload.ir/files/w4dn_3.jpg


♥ پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 06:50 ب.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()