تبلیغات
↯✘ خـط خطـی هـای یـه روانـی ✘↯ - ♕♛ بغضـم بـآز شکـست ♛♕

دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست!

این چندمین شب است که خوابم نبرده است

 

رؤیای « تو » مقابل « من » گیج و خط خطی

در جیغ جیــــغ گردش خفـّاشهای پست

 

رؤیای « من » مقابل « تو » - تو که نیستی!-

[ دکتر بلند شد... و مرا روی تخت بست ]

 

دارم یواش واش... که از هوش می رَ...رَ...

پیچـیده توی جمجمه ام هی صدای دست

 

هی دست ، دست می کنی و من که مرده ام

مردی که نیست خسته شده از هرآنچه هست!

 

یا علم یا که عقل... و یا یک خدای خوب...

- « باید چه کار کرد ترا هیچ چی پرست؟! »

 

من از...کمک!...همیشه...کمک!...خسته تر... کمک!!

[ مامان یواش آمد و پهلوی من نشست ]

 

- « با احتیاط حمل شود که شکستنیـ ... »

یکهو جیرینگ! بغض کسی در گلو شکست!


http://uupload.ir/files/00h6_picsart_03-29-04.15.13.jpg


♥ سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 ساعت 01:58 ق.ظ توسط Fatemeh .ツ نظرات()