تبلیغات
↯✘ خط خطیـ هآی منــ ✘↯ - مطالب آبان 1397

راجبش نگین نمیخوام اشکام بریزه

راجبش نگین اون هنوزم واسه من عزیزه

راجبش نگین نمیخوام یادم بیاد ندارمش

راجبش نگین همین کافیه که خوبه حالش

ازم دور شین

راجبش نگین من با خاطراتش خوشم

به من چه که دیگه مال من نیست

اونو تو دلم نمیکشم

به من چه اگه خیلی راحت

منو از دلش پاک کرد

ازم دور شید پای خودم هرکاری که باهام کرد

ازم دور شید راجبش نگید

راجبش نگین ، راجبش نگین

تقصیر اون نبود نخواست بمونه

من گذاشتم براش از دل و جونم

به هرچی میشد دل خوشش کردم

انقدر پِی اش رفتم آخر گمش کردم

ازم دور شین

راجبش نگین من با خاطراتش خوشم

به من چه که دیگه مال من نیست

اونو تو دلم نمیکشم

به من چه اگه خیلی راحت

منو از دلش پاک کرد

ازم دور شید پای خودم هرکاری که باهام کرد

ازم دور شید راجبش نگید

راجبش نگین ، راجبش نگین

http://uupload.ir/files/7xs6_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B1-%DB%B1%DB%B1_%DB%B0%DB%B1-%DB%B3%DB%B6-%DB%B1%DB%B1.jpg

پ.ن 1 : نقاشی رو خودم کشیدم و الان تیکه تیکه شده :)

پ.ن 2 : تکست موزیک جدید علی یاسینی بود و حال و روز من :)

پ.ن 3 : چرا این اشکا تمومی نداره؟ داره 9 ماه میشه دیگه :)



♥ چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت 10:31 ب.ظ توسط Ftme نظرات()

در تاریکی

عبور از اشک‌ها

عبوری طولانی

از روزی که نیامدی

تا روزی که نمی‌آیی.

آیا همچنان در انتظار تو خواهم ماند

بر راه‌های روشن

از لرزش سبز

تا لرزش طلاییِ

برگ‌های بید؟



http://uupload.ir/files/ga3_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B1%DB%B0-%DB%B1%DB%B6_%DB%B2%DB%B3-%DB%B3%DB%B1-%DB%B2%DB%B6.jpg


♥ چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت 04:15 ب.ظ توسط Ftme نظرات()

این خاطره مربوط به سال پیشه

وقتی که هنوز با هم بودیم

دلم خواست ادامه مطلب بذارمش :)


http://uupload.ir/files/uffd_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B1%DB%B1-%DB%B0%DB%B3_%DB%B0%DB%B4-%DB%B5%DB%B7-%DB%B3%DB%B8.jpg

ادامــهـ
♥ سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت 07:37 ب.ظ توسط Ftme نظرات()

Sorry can’t save me now

Sorry I don’t know how

Sorry there’s no way out

But down

متاسفم نمی تونم خودمو نجات بدم

متاسفم نمی دونم چطور

متاسفم راه خروجی نیست

جز پایین رفتن

( دیگر اگر خودش هم بخواهد نمی تواند از آنچه بر او گذشته فرار کند.

هیچ راهی جز فرو رفتن در غم و اندوه پیش رویش نیست. )


http://uupload.ir/files/cot4_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B1%DB%B0-%DB%B0%DB%B8_%DB%B1%DB%B9-%DB%B1%DB%B6-%DB%B4%DB%B5.jpg


پ.ن 1 : این متن تکست و ترجمه یکی از موزیکای مورد علاقم بود

پ.ن 2 : کامنتا رو باز کردم ! یه دوستی گفت بستن نظرات بهترین راه نیست و اخرین راهه..

پ.ن 3 : همیشه فکر میکردم مطالب وبم خیلی مزخرفه ولی امروز دیدم که

چقدر از دلنوشته هام کپی میشه و به اسم دلنوشته های خودشون ثبت میشه!

ولی خب اینم برام مهم نیس!

نیت یه چیز دیگست :)


♥ دوشنبه 28 آبان 1397 ساعت 07:24 ب.ظ توسط Ftme نظرات()

نمیدونم که میخوام از کجا حرفای امروزمو شروع کنم

اولین چیزی که به ذهنم اومد روزایی بود که راجب چیزی باهم بحث میکردیم

بحث کردن با اون برام لذت بخش بود (البته یه وقتایی ام تهش دعوا بود!)

ولی خب حرفاش یه وقتایی برای قانع کردن خیلی قشنگ بود

ینی محال بود که قانع نشی!

وقتایی که میخواست آروم کنه هم که انگار معجزه میکرد

اشکات یهو تموم میشد!

گفتم دعوا! یادم اومد روزایی که قهر میکردم اف میشدم

خیلی سخت بود آن نشما! چون یه قسمتی از وجود من همیشه مشتاق حرف زدنه

ولی خب منتظر میموندم تا وقتی که یه جوری پیام بده که آن شم

البته بگم اینقد مغرور بود توی همون تکستشم اصلا ذره ای ناراحتی و اینا نبودا

از غرور خوشم نمیاد ولی نوع غرورش با بقیه فرق داش

برای من مغرور نبود ولی غرور داش! (نمیدونم چجوری اینو توضیح بدم ! بیخیال!)

از تفاوت بگم

دو نفر که همدیگه رو دوست دارن نباید شبیه هم باشن!

نباید همه علایقشون یکی باشه!

نمیدونم میفهمین یا نه ولی قشنگیش اینه که علایق اون هم براتون جذاب میشه!

کلا میخواستم از یه چیز دیگه بنویسم و نوشته هام به یه سمت دیگه کشیده شد!

امروز دوستم کتابیو میخوند که تازه از اصفهان خریده بود

اسمش این بود ... کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

یه قسمتایی که قشنگ بود رو بهم میداد که بخونم

به این فکر میکردم زندگی چه پوچه! شادیا چه زودگذره ! و غم چه موندگاره!

به این فکر میکردم که آدما چه زود از کنار هم رد میشن!

به غرور آدما فکر کردم که همه فک میکنن فهمیده ترین آدم جهانن!

به تحت تاثیر قرار گرفتن آدما بعد از حرف زدن با یسری افراد

یا خوندن یه کتاب ... یا حتی دیدن یه فیلم!

به اینکه به خودمون اجازه میدیم که خودمونو از دیگران برتر ببینیم!
 
به تیکه دوستم فکر کردم! عشق زمینی وجود نداره و ما آدما به گوه کشیدیمش!

ب طرز حرف زدنش فکر کردم!

به حرفایی که از وقتی رفتی از در و دیوار شنیدم فکر کردم !

بغض سنگینی بود و حقیقتا برای من که دیگه آدم قوی نیستم تحملش سخت بود

به انسانیت فکر کردم !

به اینکه من چقد تناقض دارم!

عمیقا باور دارم که شخصیت من رو حداقل 2 نفر و حداکثر 8 نفر تشکیل دادن

یه شخصیت من عمیقا از رنج و بدبختی دیگران لذت میبره!

خیلی بدجنسه و دلش میخواد تا میتونه ضربه بزنه

من بهش میگم نیمه شیطان!

ولی من یه نیمه فرشته هم دارم

یه عاشق! یه مهربون!

اونی که تمام حواسش هست که با حرفاش دل کسیو نشکونه

تنفر و نفرت حسی بود که هیچوقت دلم نمیخواست تجربه کنم

ولی الان 80 درصد قلبم اثار نفرت دیده میشه

نفرت از آدمایی که آبروم رو همه جا بردن :)

نفرت از آدمایی که قضاوتم کردن :)

نفرت از آدمایی که طرز حرف زدنشون منو از خودشون روند :)

کاش میشد دلیل این سردردای لنتی بی پایانم به توموری چیزی ختم شه!

نه که مشتاق مردن باشم

ولی سخت تر از منتظر بودن و سخت تر از رنج کشیدن اینه که بی هدف ادامه بدی

فقط ادامه این زندگی برام جذاب نیست و همش میگم تهش چی؟

امروز به تفاوت دیگ آدما پی بردم !

وقتی احساسمو فهمیدم که از دوستم دارم متنفر میشم

اون احساسو نابود نکردم و سعی نکردم در نظرش نگیرم

ولی رفتارمو با اون عوض نکردم

و این باعث شد بفهمم که من شاید یه آدم دو رو باشم!

اینو هم فهمیدم که همه آدما اینجوری نیستن

گاهی وقتا حتی اگه بی دلیل هم ازت بدشون بیاد به روت میارن!

خیلی چیزا تو سرمه و فقط دلم میخواد با اون راجبشون حرف بزنم

ولی شاید میترسم که از سمتش قضاوت بشم!

دلم نمیخواد بفهمه چقدر ضعیف و شکننده شدم

دلم نمیخواد هیچکس بفهمه چه جهنمی تو سرمه

گاهی وقتا ادم بیشتر از خودش قایم میشه تا از دیگران

ولی تفاوتی که اون با بقیه آدما داشت این بود که انگار اون خود من بود!

براتون آرزو میکنم که هیچوقتدچار پوچی نشین!

آدما بلدن که تنهایی زندگی کنن

که برای خودشون باشن

ولی خدانکنه یکی تو قلبت خونه کنه

اونوقت حتی اگه بره ! حتی اگه کاری کنه که ازش متنفر شی !

(که مطمئنم اگه دوست داشتنت واقعی باشه نمیشی)

حتی اگه خدایی نکرده بمیره ! یا حتی شده گم و گور شه و از دیدت محو شه!

تا ابد تو قلبت میمونه

و اثارش تا ابد تو تیکه تیکه های روحت حس میشه

یهوعی یاد آهنگ شاهین نجفی افتادم

همونکه میگه کاش آخر این سوز بهاری باشد!

http://uupload.ir/files/70yj_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B9-%DB%B0%DB%B3_%DB%B0%DB%B1-%DB%B1%DB%B8-%DB%B2%DB%B3.jpg

پ.ن 1: چند روز پیش اسم وبمو تو نت سرچ زدم و برخلاف انتظارم دیدم اولین پیشنهاد نبودم

و خب این باعث شد که دوباره مطلب بذارم

پ.ن 2: یادم رفت چی میخواستم بگم! :/

♥ یکشنبه 27 آبان 1397 ساعت 05:36 ب.ظ توسط Ftme نظرات()

خب ی یهوعی نوشت دیگه

امشب خیلی فکر کردم البته الان دیگه صبه

ولی خب حرفم اشتباه نبود

گمونم از غروب فکرم درگیرشد

نمیدونم چرا ولی یاد یه خاطره افتادم

یاد یه دوست

بعضی وقتا دلتنگ خاطرات کودکیمون میشم

مسخره بازیا و خنده ها و ...

بگذریم این ی بخش از افکارم بود

همیشه میدونستم دخترا حسودن

ولی من تا حالا ب چیزی حسادت نکرده بودم

حسادت دخترا کشندس این چیزی بود ک بعدها فهمیدم

(ساعت چنده و من دارم از چی مینویسم!)

آره حسادت چیزیه که هرکسی درکش نمیکنه

بعضی وقتا آدما به نسبت به چیزایی این حسو پیدا میکنن که ندارن

یکی به اعتماد به نفس ی شخص دیگه

یکی به ثروت

یکی به محبوبیت

یکی به زیبایی

ولی گاهی برای ی نفر هیچکدوم از اینا مهم نیست

من حسادت رو بعد از اینکه فهمیدم دوست دارم تجربه کردم

(تصمیم گرفتم هرجور دلم میخواد بنویسم و تصور کنم نمیخونی

توام اگه خوندی لطفا به روم نیار! بذار ندونم که خوندی)

اولین بار نسبت به خودت حسود شدم

عرفان (یه خوانندس) میگه تو خودتو داری نمیدونی نداشتنت ینی چی

دفعات بعدیشم به دیگران این حسو پیدا کردم

به دختر همسایتون :ا

یا مثلا کسایی که اطرافتن

این حس ادامه داشت و ی جاهایی باعث میشد یهونه گیر به نظر بیام

چن وقت پیش یکی استوری زد و تورو روش تگ کرد باورت میشه بهش حسودیم شد؟

خیلی حس نابودیه خودم میدونم

یا مثلا دو هفته اینا بود بعد رفتنت گمونم

دوستم ازم خواس با اون و دوس پسرش برم بیرون ک ازشون عکس بگیرم

خیلی دست و پا زدم بهونه بیارم نرم

ولی هرجور شد منو برد

تو تمام راه بت فک کردم

خب چی میشد اگ منم مث دوستم این حسو تجربه میکردم

اونجا بود که به دوستمم این حسو پیدا کردم

تجربه این حس بعد نبودت خیلی بیشتر شد

گفتن این یکم مزخرفه ولی یکی یبار تو یکی از کامنتات نوشته بود مای اترکتیو

به اونم حسودیم شد

میدونی چرا؟چون مای نوشته بود

من همیشه مای رو استفاده میکردم برا کامنتام

اه خیلی حس نابودیه

کل عالمو آدم میدونن نقطه ضعفم تویی

همشونم صاف کلیک کردن رو تو

چه مزخرف! من اینقدر توان مقابله ندارم!

دلم میخواد همه رو دور کنم از دورت

همه که ن آدما اجتماعی ان محدود کردنشون اشتباهه

و خب ما تو قرن 21 ایم

ولی خب اونایی که بدن ! اونایی که سمن!

مثلا دشمنم ! کاری باهات نداره ولی نزدیکت میمونه !

یه وقتایی تا استوریتو میبینم که حوصلت سررفته

ذوق میکنم و میگم خب الان میشه با هم حرف بزنیم !

ولی وقتی چت میکنیم اینقد جو سرده احساس خفگی بم دس میده

مث ادمی که همزمان میخنده و گریه میکنه

دلم نمیخواد زمان بگذره ولی میگذره

از طرز حرف زدنامونم نگم !

فک میکردم ممکنه شبیه دوتا دوس بشیم

اما فازمون مث دوتا غریبه دوست نما شده

خودمم نمیفهمم اینی که گفتم ینی چی

آخه توصیفش خیلی سخته

داشتم فکر میکردم میشه یه روز ادمایی رو ببخشی

که به تمام زندگی و احساسات و وجودت لطمه زدن؟

اونایی که از همه بت نزدیکتر بودن؟

فرضا تمام اشکا و حال بد و شب بیداریا و هزار تا کوفت و زهرمار دیگع رو حلال کنی

مامانت تمام دلواپسیا و دیدن این چیزا رو میبخشه؟

بابات تمام اون حس داغونو میبخشه؟

یه نفر نابود میشه چن نفر داغون میشن!

دنیای مزخرفیه مگه نه؟

دیگ بهتره بخوابم . باورم نمیشع 42 دقیقس دارم مینویسم!

http://uupload.ir/files/4jgq_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B9-%DB%B2%DB%B4_%DB%B1%DB%B1-%DB%B1%DB%B9-%DB%B4%DB%B6.jpg

♥ جمعه 25 آبان 1397 ساعت 03:42 ق.ظ توسط Ftme نظرات()

حالا که رنگی نمونده توویِ بومم که بخواد نقاشی بشه


وقتی دنیا دورو برم برام مثِ یه سنگ به شیشه


وقتی برف و بارون و برگا میریزه یخ میزنه ریشه


تنها چیزی که برام مونده این قلب منه که از آتیشه



http://uupload.ir/files/ozh9_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B1%DB%B0-%DB%B2%DB%B3_%DB%B1%DB%B9-%DB%B5%DB%B7-%DB%B0%DB%B2.jpg



♥ پنجشنبه 24 آبان 1397 ساعت 09:41 ب.ظ توسط Ftme نظرات()

میشی راحت رد ، از این خاطرات بد

میخوای آروم بشی باید قید عاشقی رو زد

میشه توویِ سرت رپ ، هر کی کرده بهت بد

میخوای یادت بره دیگه چه ضربه ای بهت زد

ولی یادت نره هر چی بوده بین تو و اونه

کسی نمیفهمه چقد ، خواستی پیشت بمونه

کسی پیدا نمیشه که شبا تکستاشو بخونه

تووی تنهاییا باشه باهاش و قدرشو بدونه

نه ، قدرشو بدونه ، نه، نه قدرتو بدونه

نه ، قدرشو بدونه ، نه، نه قدرتو بدونه

اونم قلبتو بشکونه میره

کسی که قدرتو بدونه نیست

خواستی شب باشه بمونه پیشت

ولی رفتش صبح بدونِ ریسک

منی که طاقت اشکاتو نداشتم

باورش سخته باهات نباشم

آخرش رفتی من تنها تر شم

نه واست نذاشتم برات کم حواس پرت

نگو یادت نیست ، چون من یادم میمونه

اگه عاشق شی ، میشه آدم دیوونه

میدونم بد بودم من باهاش

هر موقع مست بودم حق داشت

انقد دنبالِ بهونه گشت تا

من بشم غرق تووی اشکاش

یادمه بهم گفتی نرو با دختر

حتی بود پر و پا قرص

بعضی وقتا بهم غلط میدادی طول میکشید

دعوامون شبا تا صبح

منو با تو ، هر کی میدید حسودیش میشد

من میمردم هر جوری بی تو

میشه بگی پَ کوشی چی شد؟

کوشی چی شد؟

http://uupload.ir/files/qtj7_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B9-%DB%B1%DB%B7_%DB%B1%DB%B7-%DB%B5%DB%B9-%DB%B5%DB%B7.jpg

پ.ن: یه تیکه هاییش مزخرفه ولی بقیشو دوس دارم


♥ پنجشنبه 24 آبان 1397 ساعت 01:49 ق.ظ توسط Ftme نظرات()

Don’t you know I’m no good for you

I’ve learned to lose you, can’t afford to

Tore my shirt to stop you bleedin

But nothin’ ever stops you leavin’

Quiet when I’m coming home and I’m on my own

I could lie, say I like it like that, like it like that

I could lie, say I like it like that, like it like that

Don’t you know too much already

I’ll only hurt you if you let me

Call me friend but keep me closer (Call me back)

And I’ll call you when the party’s over

Quiet when I’m coming home and I’m on my own

I could lie, say I like it like that, like it like that

I could lie, say I like it like that, like it like that

But nothing is better sometimes

Once we’ve both said our goodbyes

Let’s just let it go

Let me let you go

Quiet when I’m coming home and I’m on my own

I could lie, say I like it like that, like it like that

I could lie, say I like it like that, like it like that

http://uupload.ir/files/9yml_02-1.jpg


پ.ن 1 : ادامه مطلب ترجمشو گذاشتم

پ.ن 2 : از اونجایی که فهمیدم مخاطب تکستام پستامو میخونه

(نمیدونم میخونه یا نه ولی میدونم که به اینجا سرمیزنه)

نمیدونم وقتی اینو فهمیدم باید خوشحال میشدم یا ناراحت :/

وقتایی که مینوشتمشون عمیقا دلم میخواس بخونیشون

ولی الان ... ن ک پشیمون شده باشم یا احساساتم عوض شده باشه یا این چیزا

نه! ... فقط احساس میکنم هرچقدر غرورم له شده بود بیشتر له شد

پس شاید بهتر باشه احساساتمو مخفی تر کنم :)

پ.ن 3 : مرسی از دنبال کننده های عزیز فکر نمیکردم بازدید وبم اینقد بالا بمونه



ادامــهـ
♥ چهارشنبه 23 آبان 1397 ساعت 12:44 ق.ظ توسط Ftme نظرات()